صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

12

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

پرسيد : اى پيامبر خدا ! رشتهء سپيد ( الخيط الأبيض ) از رشتهء سياه ( الخيط الأسود ) چيست ؟ آيا اين دو رشته‌اند ؟ پيامبر فرمود : « سياهى پگاه ، و سپيدى بامداد است » « 1 » نمونهء ديگرى از اين دست ، شنيدنى است : هنگامى كه آيهء الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ « 2 » فرو فرستاده آمد ، درك و پذيرش آن بر مردم گران آمد . از پيامبر پرسيدند : اى پيامبر خدا ! كدامين ما بر خود ستم نكرده است ؟ پيامبر پاسخ داد : « اين چيزى نيست كه منظور شماست . آيا نشنيده‌ايد كه آن بندهء شايسته [ لقمان ] چه گفته است : إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ ؛ همانا ستم همان شرك به خداست . » « 3 » كسانى كه در دامان يا در كنار پيامبر بزرگ شده بودند و از دانش و آگاهى ويژه‌اى برخوردار بودند ، به تازه مسلمانان در راه آشنايى و برداشت بجا و درست از دستورهاى خداوند در قالب زبان فاخر وحى يارى مىرساندند . ابن عبّاس و علىّ بن ابى طالب ( ع ) در اين مورد نمونهء برجسته و پذيرفتنى به شمار مىآمدند . تا هنگامى كه واژگان مهاجر و بيگانه به زبان ناب تازى راه نيافته بود ، مسلمانان در دانستن معانى قرآن چندان با دشوارى روبه‌رو نبودند . آميختگى زبانهاى ديگر با زبان تازى ، رفت و آمدهاى ديگر مردمان به سرزمين و گهوارهء اسلام - حجاز - سايش و دگرگونيهاى زبانى و مانند اينها ، انگيزه‌اى گرديد در غريب آمدن و پيچيده و مبهم نمودن پاره‌اى از واژگان و تعبيرهاى بلند قرآنى . اگر چه گاهى براى درك پاره‌اى از واژگان و تعبيرهاى قرآنى از همان آغاز پرسشها و جستجوهايى انجام مىگرفت « 4 » ، ولى با گذشت زمان و دور شدن مردم از سرچشمهء ناب و زلال تفسير قرآن - شخص پيامبر و پيشوايان و پيروان - دشواريهايى رخ مىنمود كه سرانجام به

--> ( 1 ) - قرطبى : الجامع لاحكام القرآن ، ج 2 ، ص 32 . ( 2 ) - انعام ( 6 ) آيهء 82 : كسانى كه ايمان آورده‌اند و ايمان خود را به شرك نيالوده‌اند . ( 3 ) - ذهبى : التفسير و المفسّرون ، ج 1 ، صص 45 - 46 . ( 4 ) - ابن عباس مىگفت : مدتها معناى واژهء « فاطِرِ السَّماواتِ » * را نمىدانستم . ميان دو عرب باديه‌نشين بر سر چاه آب كشمكش برخاست . يكى از آن دو گفت : اين چاه را من پديد آوردم ( انا فطرتها ) و مىگفت : من آن را آغاز كردم ( أنا إبتدأتها ) . ( بنگريد به سيوطى : الإتقان ، ج 2 ، ص 4 ) .